بنام خدا
حضرات عالیمقدار؛جنابان آقایان:جعفری،شفیعی و محقق ،سلام علیکم و
رحمت الله.از ابراز لطف عالیجنابان فراوان سپاسگزارم.البته آنچه راکه
گاگاه از سر ذوق و علاقه به رشته ی نظم میآورم را ،هرگز شعر
نمیپندارم،لیکن همین علاقه و تعلق خاطر را مدیون اساتید زندگیم میباشم،
استاد حسین پیشقدم عزیز در دوره ی متوسطه ی تحصیلی و اساتیددیرینه و نسبی
ام،مرحوم خلد آشیان دائی مهتر(ره) و جناب والا مقام دائی کهترم.قطعه
زیر را در پاسداشت همه ی اساتید ارجمندم،منجمله شما گرامیان،تقدیم
میدارم.
ارادتمند:سیدمحمدهدائی نیا
خلوتی می جویم،دور ازین قال و
مقال
زیر سقفی از چوب ، رو به دریای شمال
مینگارم خطی، میشوم گاه سبک
قلمی دارم من ، فارغ از پرده و رک
ناامید از فردا، (خسته)اما
(خندان)
نقش یک پنجره را، میکشم در زندان
در کویری داغم ، صورتم سوخته
است
باوری از یخ را، میدهم دست بدست...
.
درج نظرات دوستان در رابطه با این پست :
محمد جعفری جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۴۲
سلام بر دوست عزیزم سید والا مقام شاعرو شعرا حکیم با فراست
لذت تحریر نامه های شما باعث نشاط روح و روان دوستان است
انشاا... همیشه شما و خانواده محترم همیشه شاد باشید
----------------------------
داود اسدی پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ ۲۲:۳۹
خدمت جناب آقای هدائی نیا سلام عرض میکنم
قربان چرا شکست نفسی میفرمائید
طبع شعر جنابعالی ستودنی است واز شاعرا هم شاعرترید ممنون از اینکه دوستان
را مستفیض میفرمائید.موفق و موید باشید
-------------------
محمد جعفری جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۴۲
سلام و درود بر شما دوست گرامی
از آنجا که روانشناسان تاکید بر نگاه مثبت دارند و استفاده از افعال مثبت
و
در شعر جناب عالی نیز کلماتی چون دریای شمال خندان و جود دارد با عرض
معذرت با تبهری که از شما سراغ دارم میتوانید کلمات ناامید خسته زندان داغ
سوخته را جایگزین نمائید